تعامل همیارانه در سامانههای اطلاعاتی محیط یادگیری شبکهای: الزامها و آسیبها
1- مقدمه
جوامع قرن بیست و یکمی به سبب توسعه فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی در حال گذار از تغییر و تحول کیفی خارقالعاده و عمیقی هستند؛ نه تنها چگونگی و سبک زندگی خصوصی، اجتماعی و عمومی ما دچار تحول گردیده، بلکه مفاهیم بنیادین زندگی نیز دستخوش تغییر اساسی شده است. دامنه نفوذ سرنوشتساز فناوری اطلاعات و ارتباطات[1] به حوزه آموزش که مهمترین رکن بقا و رشد و تعالی بشر است، گسترش یافته و تعامل و حس در اجتماع بودن، که از درخواستهای کلیدی متولدان عصر دیجیتال بوده ]31[ و مهمترین سرمایه و قدرت انسانها محسوب میگردد ]41[ باعث بهوجود آمدن موج دوم آموزش آنلاین شده است ]32[. ظهور سامانههای اطلاعاتی گسترده در محیط اینترنت و سرمایهگذاریهای کلان در این زمینه، در کنار ابزارها و امکانات ارتباطی پیشرفته، باعث شکاف نسلی اطلاعاتی و ارتباطی و تحول در روشهای آموزشی شده و این امکان را فراهم کرده است تا بتوان طیف وسیعی از فراگیران را در نقاط مختلف و از فواصل دور و نزدیک تحت پوشش شبکه یادگیری درآورد و با روشهایی متفاوت از انواع سنتی، بدون نیاز به شرکت در کلاسهای حضوری، آموزشهای علمی و تخصصی را به مرحله اجرا درآورد. این روش آموزشی نوین که از آن به یادگیری الکترونیکی شبکهای یاد میشود، به عنوان پُر جاذبهترین روش آموزشی در دنیای امروز مطرح شده و بسیاري از آرمانهاي آموزشي مانند یادگیري در هر مکان و زمان، یادگیري مشارکتي، خودارزیابي و خودراهبری را تحقق بخشیده است.
یادگیری الکترونیکی شامل تعامل اجتماعی در جامعهای از یادگیرندگان (و دیگر عناصر و جوامع یادگیری) است که موجب تسهیم دانش و تجارب متقابل ]22[، ساخت و ساز شخصی دانش ]25[ و افزایش یادگیری میشود. این پارادایم، دارای دو ویژگی منحصر به فرد برای یادگیری اثربخش است؛ اول اینکه بر خودآموزی و شخصیسازی تأکید میکند و به بهترین وجه امکان توسعه آن را به صورتی جذاب فراهم میکند؛ دوم، با تشکیل کلاسهای مجازی و محیطهای گفتمان گروهی، فرصتهای لازم برای تعامل، گفتگو و یادگیری مشارکتی همیارانه را در فراگیران پرورش میدهد ]39[ و سبب تعمیق و افزایش یادگیری و پردازش ]36-30-27-12[ و همچنین رضایت فراگیران ]8[ میشود. بدین ترتیب، بزرگترین تغییری که آموزش برخط موجبات آن را فراهم آورده است، افزایش تمایل به مشارکت و همآموزی در میان فراگیران میباشد. پیشنیازها و اصول یادگیری مشارکتی را میتوان وابستگی متقابل فراگیران نسبت به یکدیگر، مسئولیتپذیری فردی، توسعه مهارتهای اجتماعی، فرایند کار گروهی صحیح و تعاملهای همافزاینده برشمرد ]24[.
با وجود اینکه يادگیری الکترونیکی قادر است تا روشهای موجود نظیر سخنرانی را مورد حمایت قرار داده و حتی باعث تقویت آنها شود، اما تأثیر اصلی و واقعی این پدیده، کمک به ایجاد رویکردهای جدیدی است که تواناییهای تعاملی یادگیری الکترونیکی را به رسمیت شناخته و از آن به شكل درست برای بالا بردن نرخ یادگیری افراد بهره میبرند. در واقع باید گفت مفهوم تعامل از این منظر به عنوان یک ساخت و ساز مشترک از دانش و یک تجربه یادگیری سازندهگرا است که در مقابل توزیع یک طرفه اطلاعات از یک مرجع یا یک متخصص به یک گروهی از یادگیرندگان قرار میگیرد ]36[؛ به نوعی که به اذعان هاراسیم[2]، نقش 80 درصدی معلم در محاورههای یک کنفرانس آنلاین به 10 تا 15 درصد کاهش پیدا خواهد کرد ]25[.
فناوریها و سامانههای ارتباطی خبره و هوشمند، به دلیل برخورداری از ظرفیتهای چندرسانهای قادر هستند تا تعاملهای بین افراد و منابع را در عرصه زمان و مکان توسعه داده و فعالیتهای یاددهی_یادگیری را متحول سازند و یکی از مهمترین لوازم هر نظام و بهطور خاص نظامهای آموزشی، یعنی دسترسی متناوب به آخرین و بهروزترین اطلاعات را در جنبهها و سطوح مختلف فراهم نمایند. اگر اطلاعاتِ به هنگام و کافی در دسترس باشد، حمایت و پشتیبانی بزرگی در برنامهریزی و مدیریت بهینه آموزش اعمال خواهد شد ]29[. به این دلیل که فرایند یادگیری بسیار پیچیده، پویا و نیازمند تغییر و تحول گسترده است. بنابراین، طراحی، توسعه و تعالی تعاملهای بین فردی در فرایند یاددهی_یادگیری نیازمند سامانههای اطلاعاتی مستمر و پویایی است که مبنا و پشتیبانی لازم برای تصمیمگیری مناسب و بهینه طراحان، مجریان و کاربران اطلاعات را فراهم نماید.
در رویکردهای جدید آموزش، بر خلاف نظامهای آموزشی سنتی، معلم، محور کلاس نبوده و شاگردان رقیب همدیگر نیستند و یادگیری چیزی فراتر از دستیابی فراگیران به اطلاعات و محتوا است. در چنین نظامهایی، نقش معلم دیگر انتقال اطلاعات نیست؛ زیرا سامانههای اطلاعاتی و سایر رسانهها بهتر میتوانند این کار را انجام دهند. وظیفه معلم آن است که با ایجاد و تسهیل محیط یادگیری مناسب، شاگردان را در معنا کردن این دادهها یاری دهد؛ اما دانشآموزان باید شخصاً ادراک خود را بسازند و از طریق دادههایی که از راههای کنش اجتماعی به دست میآورند، ادراکات خود را بررسی کنند و گسترش دهند؛ به عبارت دیگر، در رویکرد یادگیری الکترونیکی شبکهای، یادگیرنده، از حالت انفعالی بودن بیرون میآید و حدود خویش را تا مرز پرسشگری و خردگرایی فعال پیش میبرد]40[. همچنین استفاده از امکان تعاملی بودن بسیاری از اطلاعات، باعث تحلیلی و انتقادی فکر کردن فراگیران شده و آنان را متمایل به کار و یادگیریهای گروهی همزمان بدون داشتن قید مکانی میکند.
در مقايسه با يادگيري چهره به چهره مرسوم، يادگيري الكترونيكي شبکهای مانعي براي يادگيري دانشمحور ايجاد نميكند؛ زيرا شبكه، فرصتهاي وسيعي را براي فراگیران فراهم ميكند تا بهطور عميقتري در منابع دانشی درگير شوند و ابزارهاي تقريباً نامحدودي را براي افزايش دانش آنان فراهم ميكند (شامل مهارتها، تجارب، نگرشها و اطلاعات) تا ایشان مسير خود را در حيطه دانش مورد نظرشان بيابند و به هزاران شکل و در زمینههای گوناگون از آن سود ببرند. درست در اینجا متوجه این تحول عظیم میشویم که دیگر لزومی ندارد معلم بیشتر از شاگرد موضوع یا مهارتی را بداند؛ زیرا در این مرحله، فراگیران اغلب ممکن است بیشتر از معلمان درباره فناوری بدانند. بنابراین، در غوغای تغییرهای به وجود آمده که هر روز به دانش جدیدی نیاز است، شاگرد مدرسه نمیتواند به صورت شنوندهای منفعل و پذیرا باقی بماند.
راهیابی به امکانات یادگیری الکترونیکی و موقعیتهای دانشی روز از طریق شبکههای اطلاعاتی و ارتباطی، گذرگاههای جدیدی را جدای از مدرسه و کلاس برای اطلاعیابی در اختیار یادگیرندگان میگذراند. پس برای حفظ اقتدار علمی، معلم ناگزیر از پذیرش تعامل گونه با شرایط فرهنگ جهانی تغییر و سازگارشوندگی بوده و پذیرش کارکردها و یافتن نگرشهای نو در او الزامی میشود. یک معلم خوب در این محیط به مثابه یک قناتکَن خوب عمل خواهد کرد و ضمن شناسایی محلها و نقاط خوش آب (گروهها و گرههای یادگیری)، شرایطی را مهیا میکند که این نقاط به هم متصل شده و جریان خروشان یادگیری را نمایان سازد. این شرایط میتواند در مواردی همچون شخصیسازی، تعامل معنادار، اشتراک تجارب، طراحی منعطف و روشن درس، ارائه بازخورد و کیفیت اطلاعات خلاصه شود ]43[.
بنابراین، میتوان این بخش را اینطور جمعبندی کرد که یادگیری الکترونیکی اشاره به محیطی دارد که در آن تعامل یادگیرنده با همتایان، منابع یادگیری، یادگیرندگان، مربیان، تسهیلکنندگان و جوامع متعدد دیگر به واسطه فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطاتی انجام میگیرد. اگر در یادگیری مورد نظر انتظار میرود فراگیران به سطحی فراتر از دریافت دانش دست یابند، باید تجربه یادگیرنده را درگیر نموده و برای او فرصتهای تعاملی با اطلاعات و با دیگران از جمله یادگیرندگان و متخصصان موضوعی، فراهم گردد. از اینرو، معلمان و ارائهکنندگان آموزشهای الکترونیکی برای ایجاد تجربههای یادگیری مؤثر در فراگیران، باید با انواع، چرایی، چگونگی و ابزار مناسب برقراری تعامل میان عناصر آموزش در موقعیتهای متفاوت یادگیری الکترونیکی شناخت کافی پیدا کنند. بدین منظور، در ادامه، ضمن معرفی سامانههای اطلاعاتی مورد استفاده در یادگیری الکترونیکی شبکهای، به تبیینِ اهمیت، انواع و چگونگی تعامل و الزامهای برقراری آن پرداخته خواهد شد.
2- سامانههای اطلاعاتی و ارتباطی
سامانههای اطلاعاتی در واقع کاربرد فناوری اطلاعات در پشتیبانی از فعالیتهای یاددهی_یادگیری در دنیای ارتباطات و اطلاعات است. این سامانهها، به جمعآوری، ذخیره، پردازش، تحلیل و انتشار منظم اطلاعات برای اهداف خاص پرداخته و دسترسی متناوب به آخرین اطلاعات در جنبههای مختلف آموزش و برنامههای یادگیری در سطوح مختلف را میسر میسازند. همانند هر سیستم دیگری، یک سامانه اطلاعاتی (رسمی و غیررسمی) دارای کاربران، اهداف، فرایندها، دستورکار، سختافزار، نرمافزار، شبکه، پایگاه داده، ابزارهای الکترونیکی و تسهیلات فیزیکی است که در یک محیط به فعالیت میپردازد. دادهها، اطلاعات و دانش[3] میتوانند ورودیهای یک سامانه اطلاعاتی یا خروجیهای آن باشند که از طریق اینترنت، شبکههای داخلی (اینترانت) یا شبکههای خارجی (اکسترانت) قابل دسترس فراگیران به صورت موازی و گروهی است. از اینرو، فناوری اطلاعات است که موفقیت سامانههای اطلاعاتی را تعیین میکند ]4[.
در ﻣﺒﺎﺣﺚ ﻓﻨﺎوري اﻃﻼﻋﺎت ﺟﻤﻠﻪ ﻣﻌﺮوﻓﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ میگوید ﻫﯿﭻ ﻧﺮماﻓﺰاري ﯾﮏ ﺟﺰﯾﺮه نیست؛ بنابراین، سامانهﻫﺎي اﻃﻼﻋﺎﺗﯽ زﻣﺎنی میتوانند مؤﺛﺮ و ﮐﺎراﻣﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ در ﺗﻌﺎﻣﻞ و ارﺗﺒﺎط مستمر و مؤثر باشند. اﻣﺮوزه، اﯾﻦ ﻣﻮرد ﯾﮑﯽ از اﻫﺪاف ﻣﺪﯾﺮان اﻃﻼﻋﺎﺗﯽ است؛ اﻟﺒﺘﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺗﺼﻮر ﮐﺮد ﮐﻪ ارﺗﺒﺎط و تعامل ﺑﯿﻦ سامانههای مربوط به یادگیری فناورانه ﻓﻘﻂ ﻣﺨﺘﺺ ﺑﻪ اﻧﺘﻘﺎل و تعامل بین ﺑﺎﯾﺖﻫﺎي داده ﻣﯽﺷﻮد! زیرا در این گونه سامانهها، ما قالبهای متنوعی از تعاملهای انسانی را نیز شاهد هستیم. شاید حساسترین بخش هر سامانه اطلاعاتی، تعامل میان سامانه و کاربران آن باشد؛ از منظر کاربر سامانه، تعامل با سامانه و کاربران تنها بخش معنیدار سامانه است؛ زیرا بقیه بخشهای سامانه اطلاعاتی برای وی نامشهود است. از آنجا که نحوه تعامل کاربر با سامانه برای طراحی یک سامانه اطلاعاتی خوب حیاتی است، شناخت انسان، در نقش پردازشگر اطلاعات میتواند بسیار سودمند باشد. به منظور برنامهریزی و توسعه مستمر یک سامانه اطلاعاتی که پاسخگوی نیازمندیهای واقعی کاربران باشد، یک مدیر سامانه اطلاعاتی، باید با ساختار سازمانی آموزش، اهداف آموزشی، فرایندها و روالهای کاری و چرخش اطلاعات میان فرایندها و چگونگی برقراری ارتباط و تعامل مؤثر بین عناصر آموزش آشنا بوده و بداند چگونه سامانههایی طراحی کند که فعالیتهای یادگیرندگان را تحت پوشش قرار دهد. همچنین این مدیران بایستی همواره در زمینه فناوریهای اطلاعاتی بهروز بوده، صاحب توانمندیهای پایهای فنی باشند تا بتوانند در انتخاب فناوری مناسب در راستای پیادهسازی سامانه اطلاعاتی مجازی مورد نیاز (دقیق، به هنگام، در دسترس، مرتبط و کاربردی) تصمیم بگیرند.
شایان ذکر است، هنگامی که افراد با اطلاعات و پیامهای بسیاری در سامانههای اطلاعاتی مواجه میشوند به روش خاص خود با این مسئله برخورد میکنند؛ بنابراین، سرریز اطلاعات یک خطر رو به افزایش در ارتباط سامانهای است و در یادگیری الکترونیکی شبکهای باید به این مهم توجه داشت. همچنین، پژوهشها نشان دادهاند تفاوتهای فردی فراگیران، تأثیر زیادی بر میزان تعامل، کاوش و جستجوی در اطلاعات و بهکارگیری سامانههای اطلاعاتی دارد؛ این تفاوتهای فردی که شناخت آنها میتواند به طراح سامانه یادگیری کمک نماید، شامل میزان ادراک فرد از کنترل بر رخدادها (مرکز کنترل درونی یا بیرونی)، میزان نگرش افراد به باورها و افکار خود (مثبت یا منفی)، میزان خطرپذیری و پذیرش مخاطره، میزان درونگرایی در برابر برونگرایی، میزان تحمل ابهام در برابر وضوح، میزان هوش، سن تقویمی، توان گفتاری، تجربه تصمیمگیری و کاری و ... میباشد ]5[. از آنجا که ارتباطهای غیرکلامی و دادههای غیرکلامی نظیر حرکت دست، بیان چهره، ارتباط چشمی، وضع یا حالت بدن، فاصله و موزون بودن گفتار و کردار در بسیاری از سامانههای اطلاعاتی و ارتباطی حذف شده است، طراحی سامانه باید به گونهای صورت پذیرد که سامانه، این کاهشِ در اطلاعاتِ ورودی را جبران نماید. در ادامه، انواع اصلی سامانههای اطلاعاتی و ارتباطی که بیشتر مبتنی بر استفاده از اینترنت و با هدف پشتیبانیهای اطلاعاتی، تصمیمگیری و ارتباطی در تعاملهای شبکه یادگیری میباشند در جدول شماره (1) آورده شده است.
جدول شماره (1): انواع اصلی سامانههای اطلاعاتی و ارتباطی ]منبعث از 14[
|
نام سامانه |
ویژگیها و کارکرد |
|
سامانه پردازش تعامل (TPS) |
این سامانهها بیشتر برای انجام کارهای ساده و تکراری و اموری که به صورت روزانه انجام میشود، مورد استفاده قرار میگیرند و تعاملهای ساختارمند ابتدایی و پایهای آموزش مانند عملیات ثبتنام، پرداخت شهریه، حسابداری، ارائه برنامه کلاسی، انجام حضور و غیاب، تعیین زمانهای ورود و خروج از سامانه یادگیری، کاربران حاضر، مرور سوابق قبلی، کمیت محتواهای مطالعه شده توسط افراد و مدت زمان مطالعه، محاسبه نمره و صدور کارنامه، رزرو کتاب، قرار ملاقات و ... را پردازش میکنند و اطلاعات و گزارشهایی (به هنگام یا دستهای) را در این خصوص ارائه میدهند. |
|
سامانه خودکارسازی اداری (OAS) |
این سامانهها با بهکارگیری ابزارهای ارتباط از راه دور همزمان و غیرهمزمان برای برقراری تعامل مستمر (پیوسته و گسسته)، فعالیتهای یادگیری فراگیران و سایر ذینفعان را افزایش داده و با استفاده از آن میتوان به نحو شایستهای با سایرین ارتباط داشت. سامانههای مدیریت یادگیری (LMS) که از آن در بستر شبکههای ارتباطی عمومی یا اختصاصی استفاده میشود، با بهرهگیری از امکانات تعاملی صوتی، تصویری و متنی، فرایند یاددهی_یادگیری را تسهیل خواهد نمود. |
|
سامانه اطلاعاتی دانشوران (KWS) |
این سامانهها که نوعی TPS میباشند، از جمعآوری، سازماندهی و استفاده از دانش در یادگیری توسط یادگیرندگان، تسهیلگران و متخصصان دانشی پشتیبانی میکند. وظايف اصلي یادگیرندگان دانشي عبارت است از تشخيص (يك مسئله يا يك فرصت احتمالي)، تصميمگيري، نظارت و زمانبندي برنامهها؛ لذا یادگیرندگان دانشي كساني هستند كه درگير تجزيه و تحليل موقعيتها، ارزيابي روشهاي مختلف انجام كار، تصميمگيري يا پيشنهاد روشن با استفاده از اطلاعات منابع داخلی یا بیرونی و همچنین تجربه شخصی ميباشند. سامانه مدیریت محتوای یادگیری (LCMS) با فراهم آوردن امکانات دسترسی به محتواهای از قبل آماده شده ثابت و قابل تغییر، این فرایند را هدایت کرده و در ساخت و ساز دانش به فراگیران کمک میکند. نمونه دیگر این نوع سامانهها بازیهای آموزشی مجازی میباشد. |
|
سامانه اطلاعات مدیریت (MIS) |
این سامانهها، اطلاعات روزمره و ساختاریافته گذشته و حال را (به صورتهای برنامهای و متناوب، اختصاصی و استثنایی یا تفصیلی) برای پشتیبانی، برنامهریزی، سازماندهی و کنترل فرایندها در حوزههای کارکردی از جمله تحلیل پیشرفت یادگیری فراگیران، ارزیابی منابع یادگیری، تحلیل علاقهمندیهای فراگیران و همچنین ذینفعان دیگر مثل بازار کار و صنعت، میزان مشارکت افراد در بحثها و گروههای یادگیری، کیفیت تعاملها، کنترل برنامه آموزشی و ثبتنامها، منابع یادگیری و انسانی موجود و ...، برای تسهیلگران و فراهمکنندگان آموزش فراهم میکند. این سامانهها همچنین میتوانند با بررسی چگونگی تبدیل دروندادهای آموزشی به بروندادهای آموزشی به عنوان یک بازخورددهنده مورد استفاده قرار گیرند. با این حال MISها دارای انعطافپذیری بالایی نیستند و توان تحلیل و پردازش وسیع و پیچیدهای ندارند. |
|
سامانه پشتیبان تصمیمگیری (DSS) |
ﺍﻳﻦ سامانهها ﺑﺮﺍﻱ ﺣﻞ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺧﺎﺻﻲ ﻛﻪ ﻣﻮﺭﺩﻱ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻧﻪ ﺗﻜﺮﺍﺭﻱ ﻭ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﺑﻪﻛﺎﺭ ﻣﻲ ﺭﻭند؛ سامانه، مدلها و دادهها را برای حل مسائل نیمهساختارمند و غیرساختارمند با میزان دخالت و تعامل بالای کاربر ترکیب میکند و شبیهسازهای هوشمند تحلیلی_تعاملی را برای موقعیتهای واقعی پیچیده فراهم میآورد. این سامانهها مجموعهای از دانش، تجربه، ادراک، قدرت تصمیمگیرنده و سرعت اطلاعات و قدرت پردازش حاصل از بهکارگیری فناوری اطلاعات است که منجر به ارتقای بهرهوری، سرعت، انعطافپذیری در تصمیم و نیز کاهش پیچیدگی شرایط مسئله و هزینهها میشوند. آزمایشگاههای مجازی، مهندسی مجازی و تورهای مجازی نمونههایی از این سامانهها هستند که افراد با سبکهای یادگیری مختلف از طریق آن به ساخت دانش شخصی خود با استفاده از پایگاههای دادهای میپردازند. در این سامانه ارتباط متقابلی با کاربر برقرار است، به نحوي که کاربر میتواند اطلاعات و فرضیههای تصمیمگیري را تغییر دهد، سؤالهای جدید بپرسد و یا دادههاي جدیدي وارد نماید. به طور کلی، DSSها در تصمیمگیری و ارزیابی تصمیمگیری مؤثر هستند. |
|
سامانه پشتیبان تصمیمگیری گروهی (GDSS) |
این سامانهها با فراهمسازی امکانات سامانه DSS، از فرایندهای تعامل گروهی برای تصمیمگیریهای همیارانه و مشارکتی کمی و کیفی پشتیبانی میکنند. |
|
سامانه پشتیبان مدیران عالی (ESS) |
این سامانهها که نوعی DSS مدیریتی است بالاترین سطح را از نظر ترکیب دادهها دارا بوده و از تصمیمهای راهبردی متخصصان دانشی پشتیبانی میکنند و شامل پیشبینیها و گزارشهای استاندارد میباشند. ارائه اطلاعات ساده، دقيق، به هنگام و به شكل مناسب از ويژگي هاي مهم آن ميباشد. این سامانه میتواند ابهامهای عمومی در فرایند یادگیری را که تقریباً تمامی کاربران با آن روبهرو هستند را بازنمایی و شناسایی کند. سامانه ترسیم گرافیکی نقشه مفهومی از تفکر و دانش (Thinking Map)، ترسیم دیاگرام ارزیابی و بازنگری پروژه (PERT) و مسیر بحرانی (CPM) نمونههایی از کاربرد این سامانهها میباشد. |
|
شبکههای عصبی مصنوعی (ANN) |
شبکههای عصبی، سامانههای رایانهای هستند که میتوانند مانند مغز انسان عمل کنند یا وظایف آن را شبیهسازی کنند. در این سامانهها مانند مغز انسان از انبوهی از پردازشهای موازی استفاده میشود و از نمونههای گذشته حتی با وجود اطلاعات مبهم یا ناقص میآموزد. ویژگیهای خاص شبکههای عصبی عبارتند از قابلیت بازیابی اطلاعات حتی اگر برخی از گرههای عصبی از کار بیفتند، اصلاح سریع دادههای ذخیره شده با توجه اطلاعات جدید، قابلیت کشف روابط و روندها در پایگاههای بزرگ دادهای و قابلیت حل مسائل پیچیدهای که برای حل آنها اطلاعات کافی وجود ندارد. موتورهای جستجو مثل Google و Yahoo یا شبکههای اجتماعی نمونهای از شبکههای عصبی هستند که باعث سرعت بخشیدن به تعاملهای در یادگیری میشوند. |
|
سامانههای خبره (ES) |
این سامانهها بانکهایِ دانشِ انباشتهِ متخصصان موضوعی را در اختیار فراگیران قرار میدهند و بر اساس تخصص، تشخیصها و توصیههایی برای تصمیمگیری در مسائل غیرساختارمند ارائه میدهند. سامانههای خبره بر خلاف سایر سامانههای اطلاعاتی که بر روی دادهها (Data) عمل میکنند، بر دانش (Knowledge) متمرکز شده است. رباتهای خبره همانند یک مشاور دارای مغز متفکر، میتوانند به عنوان یک همکار در کنار فراگیر حضور پیدا کند و او را با توصیهها، استدلالها و مشورتهای خود در مسیر یادگیری به نحو شایستهای در مسائل ساختارنیافته هدایت و کمک کند. شایان ذکر است، استفاده ترکیبی از سامانههای دیگر، کاربری این سامانه را فراهم میآورد. سامانههای ﺧﺒﺮﻩ، ﺧﻄﺮﭘﺬﻳﺮﻱ ﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞﻫﺎﻱ ﻧﺎﺷﻲ ﺍﺯ ﺧﻄﺎ ﺭﺍ به دلیل تقلید از دانش و فرایند تفکر انسان ﺑﻪ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﻣﻤﻜﻦ ﻣﻲﺭﺳﺎﻧﻨﺪ و معرف هوش مصنوعی هستند. |
|
سامانه مدیریت اسناد (DMS) |
این سامانهها جریان مدیریت اسناد و سوابق الکترونیکی کاربران سامانه را خودکار میکنند. شایان ذکر است این سامانه يكي از سامانههای پردازش تعامل است. با استفاده از اين سامانه، اسناد و سوابق و ويرايشهاي مختلف آن جمعآوري، سازماندهي و ذخيره ميشوند و كاربران بر اساس سطوح دسترسي مجاز خود، ميتوانند اسناد مورد نياز را بازيابي كرده و اطلاعات مربوط به آنها را روزآمد كنند. |
|
انبار داده (DW) |
این سامانهها مقادیر بسیار زیادی از دادهها را ذخیرهسازی کرده و برای پشتیبانی از تصمیمگیری در دسترس و مورد تغییر قرار میدهند. بانکهای اطلاعاتی، کتابخانههای دیجیتال یا Wikiها و سامانههای مدیریت دانش نمونهای از این سامانهها میباشند. |
|
هوش تجاری (BI) |
این سامانهها مقادیر زیادی از دادهها را برای تحلیل به وسیله سامانههای پشتیبان تصمیمگیری، سامانههای پشتیبان مدیران عالی و سامانههای هوشمند جمعآوری میکنند. سامانههای هوش تجاری بیشتر برای مجریان آموزش مفید هستند و به آنان بازخورد و اطلاعاتی در خصوص کم و کیف درگیر شدن یادگیرندگان با فرایند یادگیری معین شده به منظور اصلاح و ترمیم و برنامهریزی مجدد میدهند و زمینه ارزیابی کیفی برنامه یادگیری الکترونیکی را فراهم میکنند. |
3- جایگاه تعامل در فرایند یاددهی_یادگیری
یادگیری الکترونیکی در طیف گستردهای از فعالیتهای آموزشی بهکار برده میشود؛ از اینرو برای ایجاد محیط یادگیری مؤثر، انعطافپذیر، باز و توزیعی برای یادگیرندگان گوناگون، باید عوامل کلیدی و ابعاد گوناگون محیط یادگیری الکترونیکی را شناخت. آموزش و پرورش نیز عناصر یا مؤلفههایی دارد که عبارتند از یادگیرنده (شاگرد)، یاددهنده (معلم)، برنامه (محتوا یا دانش و مهارت مورد نیاز که باید طی فرایندی آموخته شود)، اهداف، روش و تجارب، ارزشیابی و در نهایت، زمان و مکانی که فرایند یاددهی_یادگیری در آن رخ میدهد؛ اما به نظر میرسد که در فعالیت تدریس، سه عنصر از اجزای ذاتی تدریس یا فعالیت آموزشی، یعنی محتوا (مهارت یا موضوع)، یاددهنده (یا تسهیلگر) و یادگیرنده، اهمیت و اولویت ویژهای دارند ]19-42[.
صرف نظر از این بحث که کدام یک از عناصر سهگانه مذکور در محور نظام آموزش قرار میگیرند، فرایند آموزش، یعنی یاددهی و یادگیری را میتوان حاصل تعامل هر سه عنصر معلم، شاگرد و محتوا در نظر گرفت. بیشتر یادگیریها و همکاریهای کلاسی، اساساً از طریق تعامل صورت میگیرد ]34[. معلم با یک شاگرد یا شاگردان متعدد پیامهایی را رد و بدل میکند یا دانشآموزان پیامهایی را با معلم یا دانشآموزان دیگر رد و بدل میکنند. تعامل در کلاس، نه فقط در خدمت رسیدن به هدفهای آموزشی است، بلکه به عنوان سازوکاری عمل میکند که از طریق آن معلم و شاگردان هدفهای شخصی و اجتماعی خود را تشخیص داده و سبب غنیسازی، حمایت و تجهیز، انتقال، ساختن و بنا کردن، تحریک، اکتشاف، یکپارچهسازی، وضوح، انعکاس فکری و فراشناخت میشود ]28[ و به نوعی باعث ایجاد محیط تدریس خصوصی، حل مسئله و ساخت و ساز دانش پیچیده میشود.
تعامل، نوع اصلی فعالیت در کلاس است و بخش عمده وقت کلاس، صرف تعامل میشود. از اینرو، وجود تعامل برای ایجاد جوامع یادگیری همیارانه، اساسی و بنیادی بوده و آنچه مبنای تحولات در جامعه اطلاعاتی است، تغییر ماهیت تعاملها و پُر رنگ شدن تأثیرگذاری و نقش افراد است. بهطوری که هانافین[4] عقیده دارد که تعاملها در جهت حمایت از ساختارهای آموزشی از پنج کارکرد مهم تثبیت و تصدیق کردن، پیمودن و طی کردن، پژوهشگری و پرسشگری، جهتیابی و راهبری و شرح و بسط دادن برخوردارند که هر کدام دارای سطوح پردازش شناختی متفاوتی میباشند ]20[ و در مقایسه با روشهای انفرادی و رقابتگونه منجر به موفقیت تحصیلی، یادداری بلندمدت، توسعه تفکر انتقادی و فراشناخت و همچنین علاقهمندی به تکالیف پیچیده خواهد شد ]11[.
چنانچه بپذیریم که تعامل نقش اساسی و مهمی در فرایند تدریس و یادگیری و نگرشها دارد ]26[، یادگیری الکترونیکی با بهرهگیری از فناوريهای نوظهور، تعاملهای گستردهای را برای دسترسی به اطلاعات وسیع و نیز برقراری انواع ارتباط فراهم میسازد؛ امکانی که در فرایند سنتی یادگیری به صورت بسیار محدود و ناچیز وجود داشته است. ویژگی اصلی و اساسی یادگیری الکترونیکی، علاوه بر دسترسی آسان به اطلاعات، ویژگی ارتباطی و تعاملی آن است. این تعامل، چیزی فراتر از انتقال یک طرفه محتوا بوده و چگونگی تفکر ما را درباره ارتباطهای میان انسانهایی که در فرایند آموزشی درگیر شدهاند، با اصلاحی توسعهگرایانه مواجه میسازد.
در حال حاضر، رویکردهای سنتی انتقال منفعلانه اطلاعات، با ظرفیتهای تعاملی و سازنده یادگیری الکترونیکی مواجه شدهاند. محیطهای یادگیری الکترونیکی که به شبکه جهانی متصل شدهاند، به معلم و فراگیران این امکان را میدهند که اجتماعهای یادگیری خاص خود را تشکیل دهند؛ این اجتماع میتواند بین یادگیرندگان، فراهم کنندگان منابع یادگیری، فراهمکنندگان فناوری، مربیان و تسهیلکنندگان یادگیری، سایر جوامع یادگیری، جوامع صنعتی و بازار کار، جوامع والدین و ... صورت گرفته و باعث تحریک سبکهای چندگانه یادگیری و کاهش انزوای آنلاین شود ]8[.
بنابراین، میتوان گفت این اجتماعهای مجازی هرجا که گروهی از افراد به بحث و گفتگو میپردازند، تشکیل میشود. در نتیجه این روابط، فضاهای متحولشده الکترونیکی را به وجود میآورند. در چنین محیطهایی است که معلمان و فراگیران و ... با استفاده از رایانهها و کلمات و تصاویری که بر روی صفحه نمايشگر تنظیم میکنند، در گفتگوهای فکری و هوشمندانه شرکت میجویند، قرارهایی را با یکدیگر میگذارند و با تبادل اندیشههای خود، دانش ویژه در هر موضوع را به اشتراک با یکدیگر قرار میدهند. آنان با این کار در واقع با ایجاد پشتیبانی روحی و روانی، در برنامههای آتی یکدیگر مؤثر واقع میشوند. ایدهها و افکاری را به وجود میآورند و با یادگیری از فرهنگ یکدیگر، تفاهمی را ایجاد میکنند که در نتیجه، گسترش افقهای فکری یکدیگر را موجب میشود. این در واقع، شبیه همان تعامل موجود در کلاسهای درس سنتی است و تنها تفاوت کوچک آن با تعامل سنتی که در کلاسهای درس تشکیل میشد، این است که این گروهها و جوامع، میتوانند دوستیها و رابطههايی را در سطح دیگری به وجود آورند که ابعاد چندفرهنگی جهانی دارد.
4- یادگیری الکترونیکی و نظریههای سازندهگرایی و ارتباطگرایی
قدمت یادگیری مشارکتی همیارانه مبتنی بر تعامل، حداقل به دهه 70 میلادی در بسیاری از نظریههای یادگیری از جمله نظریه اجتماعی_فرهنگی (ویگوتسکی[5]، 1978 و جاکوبز و مککافرتی[6]، 2006)، نظریه وابستگی متقابل اجتماعی (دویچ[7]، 1962 و جانسُن و جانسُن[8]، 2006)، روانشناسی انسانگرایانه (مازلو[9]، 1968)، سازندهگرایی اجتماعی (پالینکسار[10]، 1998) و نظریه هوش چندگانه (گاردنر[11]، 1993) بر میگردد ]1[. یادگیری الکترونیکی از نقطه نظر فلسفی، مبتنی بر دیدگاه سازندهگرایی اجتماعی[12] است. در روانشناسی سازندهگرایی، یادگیرنده به صورت فعال و از راه تعامل دائم با محیط خود (یادگیرندگان، معلمان و مواد و منابع یادگیری) به تصمیمگیری و ساخت درونی دانش میپردازد. بنابراين، چنین تصور میشود که دانش وابسته به یادگیرنده است و در شرایط یکسان، افراد به آگاهیهای متفاوت میرسند. بهطور کلی، روش آموزشی مبتنی بر سازندهگرایی ، روشی یادگیرنده محور است که در آن بر شرکت فعال یادگیرنده در محیط برای ساخت و ایجاد دانش تأکید میشود. عقاید سازندهگرایان درباره یادگیری، کاملاً مخالف عقاید سنتی است که در آن حقایق و مفاهیم محدودی به دانشآموزان ارائه و سپس از آنان خواسته میشود تا آنها را در ذهن خود انباشته کنند. معرفت و دانش، به ساختارهای گذشته انسان بستگی دارد. ما دنیا را فقط از طریق چارچوب ذهنی خود میتوانیم بشناسیم و از این چارچوب، هنگام تغییر یا مرتب کردن و توجیه اطلاعات جدید استفاده میکنیم. هرچه ما با محیط خود در کنش متقابل باشیم و سعی کنیم از تجارب خود معنا بسازیم، این چارچوب ذهنی بیشتر ساخته میشود و تحول مییابد.
نظریه سازندهگرایی، از چارچوبهای نظری مهمی است که در شکلگیری و هدایت بازنگریها و فعالیتهای جدید آموزشی نقشی مهم بازی میکند. گرچه ممکن است که اَشکال متفاوتی از سازندهگرایی وجود داشته باشد، اما بهطور کلی، سازندهگرایی بر این نکته تأکید میکند که افراد فعالانه دانش را میسازند و در فرایند سازندگی، تعامل اجتماعی و اشتراک تجارب میان افراد، از اهمیتی اساسی برخوردار است ]25[. کوهن[13] استدلال میکند که شناخت مشترک افراد باعث حرکت تفکر فراگیران به سطحی بالاتر میشود ]23[.
طرفداران این دیدگاه بیان میکنند که سازندهگرایی به دو دسته شخصی و اجتماعی تقسیم میشود. سازندهگرایی شخصی، خلق دانش و مفاهیم توسط شخص یادگیرنده است و سازندگی اجتماعی، بر اهمیت گروه یادگیرندگان در کلاسهای درس یا گروهها و جوامع بزرگتر در تولید دانش تأکید دارد. از اینرو، در این دیدگاه افراد تشویق میشوند که در یادگیری مطالب به فعالیتهای شخصی خویش متکی باشد، دانش قبلی مورد توجه قرار میگیرد و حتی گاه نقد و ارزیابی مجدد میشود و تعامل پویا میان ذینفعان یاددهی_یادگیری به آسانی صورت میگیرد. بنابراین، در محیطهای یادگیری سازندهگرا به یادگیرندگان فرصت بحث و گفتگو روی عقاید و باورهای یکدیگر و بهطور کلی، نظر دادن روی آنها و انتقاد کردن داده میشود و یادگیری، هم در میان ارتباطات و هویتهای اجتماعی یادگیرندگان جای گرفته است و هم در بحث و گفتگوهای اجتماعی آنان برای معنا دادن به فعالیتها و حوادثی که با آنها درگیر میشوند ]9[. لیکن، در عین حال ممکن است تعامل بین یادگیرنده با معلمان کاهش نسبی پیدا کرده و این نوع تعامل در جهت رویکردی حمایتی هدایت میشود. گروهی از متخصصان تعلیم و تربیت مانند هاراسیم[14] چنین استدلال کردهاند که یادگیری شبکهای یعنی یادگیری با استفاده از اینترنت، بهترین شیوه بهکارگیری دیدگاه سازندهگرایی در یادگیری است ]3[. نظریه دیگری که با سازندهگرایی اجتماعی ارتباط نزدیکی دارد، نظریه شناخت توزیع شده است؛ بر اساس این نظریه، شناخت نه در درون افراد بلکه در میان افراد و ابزارهای دیگر توزیع شده است. استفاده از فناوری آموزش از راه دور با تکیه بر این نظریه صورت گرفته است ]7[.
تغییر و بازسازی مداوم، از ویژگیهای بارز عصر حاضر است. بنابراین، برای سازگاری و برخورد صحیح با این تغییرها باید قدرت تفکر را در یادگیرنده پرورش داد. برای ایجاد چنین مهارتهایی، باید فرصتهای متعددی را به یادگیرنده ارائه نمود تا وی بتواند از طریق تعامل و تشریک مساعی با گروههای و جوامع دیگر، مذاکره و گفتگو کند و راهحلهای جدید ارائه دهد و در صورت امکان، راهحلها یا طرحهای خود را اصلاح و تعدیل کند. این جمله، شاه بیت نظریه ارتباطگرایی[15] است. این نظریه برآمده از آثار اِستفان داونز و جورج زیمنس[16] برای یادگیری در عصر دیجیتال بوده و ترکیبی از اصول نظریههای آشوب، شبکه، پیچیدگی و خودسازماندهی[17] میباشد.
از نظر ارتباطگرایی، یادگیری عبارت است از فرایند خلق گِرهها (Nodeها) و ارتباطهای جدید؛ به عبارت دیگر، یادگیری، فرایند شکلدهی و شکلگیری شبکهها در محیطی مبتنی بر تغییر عناصر اصلی است که بهطور کامل در اختیار افراد نیستند. ارتباطگرایی دیدگاهی است که دانش و شناخت را توزیع شده در سطح شبکهای از افراد و فناوریها میبیند و یادگیری را فرایند ارتباط، رشد، رهیابی و ارزشیابی آن شبکهها میداند. نفوذ ارتباطگرایی در محیطهای یادگیری بهواسطه استفاده از زیستبومهای یادگیری و تحلیل متناسب بودن محیط برای دستیابی به یادگیری مورد انتظار، آشکار شده است. یکی از امتیازهای ارتباطگرایی، توجه به ارزشسنجی اطلاعات یا دانش، قبل از دریافت یا یادگیری آن است. نیاز به سنجش ارزش یادگیری مسأله، یک فرامهارت است که قبل از شروع خود یادگیری استفاده میشود. وقتی دانش، فراوان و به سرعت در حال رشد باشد، ارزشیابی سریع دانش از اهمیت خاصی برخوردار است. بنابراین نیرومحرکه ارتباطگرایی درک این واقعیت است که تصمیمها در دنیای جدید بر بنیادهای به سرعت در حال تغییر استوارند. به زبان سادهتر، ایجاد کردن گِرهها، ارتباط دادن گرهها با یکدیگر و تشکیل شبکهای از این گرهها و ارتباطها، یادگیری را ایجاد میکند. نکته ظریف این است که یادگیری را نباید فقط حاصل ارتباط دانست؛ بلکه یادگیری، خود ارتباط است؛ بنابراین یادگیری تنها از رهگذر شبکه اتفاق نمیافتد یا به کمک شبکه تسهیل نمیشود؛ بلکه خود شبکهسازی بهعنوان یادگیری معرفی میشود. به این ترتیب، ارتباطگرایی با معرفی دانش ارتباطی در عصر دیجیتال، تلاش میکند دیدگاه ما را نسبت به علم و دانش توسعه دهد. از اصول مبنایی نظریه یادگیری ارتباطگرایی میتوان به موارد زیر اشاره داشت:
- یادگیری و دانش بر دیدگاههای متفاوتی تکیه دارد.
- یادگیری یک اتصال و ارتباط با گرههای تخصصی یا منابع اطلاعاتی است.
- یادگیری ممکن است در عوامل غیرانسانی مثل بانکهای اطلاعاتی تبلور یابد.
- برای تسهیل یادگیری مستمر، نیاز به حفظ ارتباط مستمر میباشد.
- توانایی دیدن ارتباط بین زمینهها، جوامع، ایدهها و مفاهیم، یک مهارت اساسی برای یادگیری است.
- کسب دانش بهروز و دقیق، هدف از تمامی فعالیتهای یادگیری است.
- توانایی ایجاد تمایز بین اطلاعات مهم و بیاهمیت، حیاتی است.
- دانشِ کامل نمیتواند تنها در ذهن یک فرد وجود داشته باشد و تیمهای متنوع با دیدگاههای متفاوت به عنوان یک ساختار حیاتی برای اکتشاف کامل دانش است ]33[.
5- تعامل در محیط یادگیری شبکهای
تعامل در محیط یادگیری الکترونیکی، یکی از عواملی است که از ابتدا متخصصان آموزش و پرورش را با چالش روبهرو ساخته است؛ چرا که بحث تعامل در محیط یادگیری الکترونیکی، بسیار پیچیدهتر از آموزش سنتی است؛ در آموزش سنتی، تعاملها عموماً در راستای افزایش مشارکت، توسعه اطلاعات، ارائه بازخورد، افزایش شرح و بسط شناختی، پشتیبانی از کنترل و خودتنظیمی یادگیرنده، افزایش انگیزه، تیمسازی، اکتشاف و ایدهپردازی و خاتمه دادن به مباحث استفاده میشود ]37[.
بدون تعامل، نه تنها یادگیرندگان انگیزهای برای ادامه دوره در خود نخواهند دید، بلکه یادگیری نیز به وقوع نمیپیوندد؛ این نکته متخصصان یادگیری فناورانه را واداشته تا بیش از پیش به مسئله تعامل مؤثر در محیط یادگیری الکترونیکی شبکهای بیندیشند و به تبع آن، از نسل اول یادگیری الکترونیکی (یادگیری انفرادی) خارج شده و با ظهور وب 2 و نمود وب 3 و 4 بهطور عام و نرمافزارهای شبکههای اجتماعی بهطور خاص، تعاملهای همیارانه را به طور فزایندهای گسترش دهند (موج دوم آموزش آنلاین)؛ شایان ذکر است بسیاری از پژوهشگران در زمینه اهمیت تعامل فقط به بُعد کمی تعامل در یادگیری تأکید کردهاند و به اَشکال و چگونگی این تعامل توجه نداشتهاند؛ به عنوان مثال، واگنر[18] ]38[ تأکید میکند که تعامل یک واقعه دو سویهای است که حداقل بین دو شی اتفاق افتاده و به دو عمل برای تحت تأثیر گذاشتن متقابل نیاز دارد.
یادگیری الکترونیکی، فعالیتهای آموزشی را در بر میگیرد که توسط فرد یا گروههایی به صورت آنلاین و آفلاین، همزمان[19] و غیرهمزمان[20] انجام میپذیرند. بدین ترتیب، تعامل در محیط یادگیری الکترونیکی ابتدا به دو شکل کلی همزمان و غیرهمزمان تقسیم میشوند. هر کدام از این دو شکل تعامل، با ابزارهای مختلف و در موقعیتهای مختلف برقرار میشود. منظور از تعامل همزمان، نوعی از تعامل بین عناصر شبکهای است که در آن افراد (اعم از معلمان، فراگیران، متخصصان، مشاوران، فراهمکنندگان و ...) به صورت زنده، آنی و همزمان میتوانند با هم ارتباط برقرار کرده و به صورت چهره به چهره (منتهی از طریق شبکه ارتباطی) با یکدیگر به تبادل افکار و دیدگاهها پرداخته و ذخیرهسازی اطلاعات نمایند. ارتباطهای همزمان، از طریق استفاده از وبینارها، کنفرانسهای، کلاسها، بازیها، تورها و آزمایشگاههای مجازی، شبکههای اجتماعی صوتی و تصویری، پیام فوری و اتاقهای گپزنی امکانپذیر میشود. تعامل غیرهمزمان، نوعی دیگر از تعامل است که در آن زمان و مکان مشخص نیست و افراد در هر زمان و هر مکانی که بخواهند میتوانند وارد شبکه یادگیری شده و تبادل اطلاعات کنند؛ ارتباط ناهمزمان معمولاً با استفاده از پست الکترونیکی، گروههای خبری، بانکهای اطلاعاتی، مجلات و کتابخانههای دیجیتال، وبلاگها و ریزبلاگها، پادکستها و رادیوهای اینترنتی، ابزارهای رأیگیری و نظرسنجی، خبرخوانها[21]، خوراکهای الکترونیکی[22]، ویکیها، تابلوهای اعلانات و اتاقها و گروههای مباحثه[23] انجام میشود ]1-15[. علاوه بر این، یادگیری الکترونیکی علاوه بر دو بُعد فردی و گروهی، عموماً به دو شکل نیز ارائه میشود:
* شکل پیوسته: هنگامی تعامل به صورت پیوسته است که ارتباط با منابع یادگیری و افرد به صورت همزمان و واقعی است. معمولاً اینترنت ابزاری است که ما را بهطور مستقیم به منابع و افراد مختلف متصل میسازد. در صورتی که در مطالعه پیوسته فرد شخصاً به مطالعه و جستجوی منابع و پایگاههای اطلاعرسانی بپردازد، مطالعه به صورت انفرادی خواهد بود؛ ولی چنانچه فرد از طریق اینترنت به اتاقهای گپ و گفتگو وارد شود و با دیگران تشکیل گروه داده و به تبادل اطلاعات بپردازد، مطالعه به صورت گروهی قلمداد خواهد شد.
* شکل گسسته: چنانچه یادگیرنده با استفاده از یکسری لوحهای فشرده آموزشی چندرسانهای که قبلاً تهیه شده و یا از طریق مواد آموزشی یا کتابهای درسی که قبلاً از اینترنت دانلود کرده، شخصاً به مطالعه بپردازد، مطالعه به صورت گسسته انفرادی تلقی میگردد. حال اگر از طریق پست الکترونیکی و یا فهرستهای پست الکترونیکی و یا فهرستهای بحث و نظرخواهی و سامانههای مدیریت یادگیری به تبادل دانش و اطلاعات با افراد بپردازد، مطالعه گسسته گروهی قلمداد میشود ]10[. البته این جداسازی صرفاً برای تبیین مطلب صورت گرفته است و در واقع، یادگیری الکترونیکی همیشه ترکیبی از مطالعه انفرادی و گروهی است که به صورت پیوسته و گسسته صورت میگیرد.
از نگاهی دیگر، اَشکال تعامل میتواند به لحاظ عناصر شرکت کننده در آن نیز تقسیمبندی شود. میکایل مور[24] (1989) اولین کسی است که متداولترین شکل تعامل میان عناصر مهم آموزش (فراگیر_فراگیر، فراگیر_معلم و فراگیر_محتوا) را در آموزش از راه دور مورد بحث قرار داد ]37[؛ این فهرست توسط اندرسون و گریسون[25] (1998) گسترش پیدا کرد تا تعامل معلم_معلم، معلم_محتوا و محتوا_محتوا را هم دربرگیرد ]83[. بنابراین، با توجه به وجود سه عنصر اصلی در حوزه آموزش، شش نوع تعامل میان این عناصر سهگانه آموزش تعریف شد (تعامل معلم_معلم، تعامل فراگیر_معلم ، تعامل معلم_محتوا، تعامل فراگیر_فراگیر، تعامل فراگیر_محتوا و تعامل محتوا_محتوا). لیکن عناصر دیگری نیز در فرایند یاددهی_یادگیری وجود دارند که میتوانند تعامل محیط الکترونیکی را بالا برده و سبب دستیابی به یادگیری بهینهتر میشوند. برای مثال سو[26] به عناصر تعاملی دیگری نیز از جمله تعامل نیابتی[27]، تعامل با خود[28]، تعامل با فناوری[29] و ... اشاره دارد ]35[.
بنابراین، یک تقسیمبندی مفروض از انواع تعامل را میتوان در جدول شماره (2) مشاهده نمود. عناصر دهگانه در نظر گرفته شده عبارتند از یادگیرنده، مشاور تسهیلگر، منابع (انسانی مثل متخصصان موضوعی یا سیاستگذاران و غیرانسانی مثل محتواهای علمی یا پایگاهها و بانکهای اطلاعاتی)، فناوری، فراهمکنندگان فناوری، فراهمکنندگان منابع، جوامع یادگیرندگان، جوامع تسهیلگر مشاور (یا یاددهنده)، جوامع والدین و جوامع بازار کار و صنعت؛ با توجه به این موارد 55 نوع تعامل متصور میباشد که میتوان نوع تعامل را با اضافه کردن عناصر جدیدتر افزایش داد. شایان ذکر است، ایجاد چنین محیط یادگیری متعاملی دور انتظار، آرمانی و در عین حال مطلوب بوده و عملاً نمیتوان همه موارد بالا را در کنار هم قرار داد؛ چرا که اشباع اطلاعات[30] حاصل از تعامل، خود میتواند عاملی برای خنثیسازی فرایند یادگیری شده و سبب اضطراب شود ]21[. همچنین تعدادی از این تعاملها اثرهای مستقیم ندارند و به صورت جانبی یا پنهان بر فرایند یادگیری اثرگذاری میکنند. در واقع، جادوی یادگیری مشارکتی در کیفیت تعاملها نهفته شده است ]39[ و کمیت آنها در درجه دوم اهمیت میباشند. بهطوری که لوریلارد[31] معتقد است آموزش باید فراتر از دسترسی به محتوا بوده و شامل تماس با دیگران به هنگام رشد تدریجی ادراکات شخصی آنان باشد ]13[.
جدول شماره (2): انواع تعامل مفروض در محیط یادگیری الکترونیکی
|
Interactions |
Learner |
Advisor facilitator |
Resources |
Technology/Interface |
Technology providers |
Resource providers |
Learners communities |
Advisor facilitators communities |
Parents communities |
Industries and occupations communities |
|
Learner |
L.L |
L.Af |
L.R |
L.T |
L.Tp |
L.Rp |
L.Lc |
L.A/Fc |
L.Pc |
L.I/Oc |
|
Advisor facilitator |
|
Af.Af |
Af.R |
Af.T |
Af.Tp |
Af.Rp |
Af.Lc |
Af.A/Fc |
Af.Pc |
Af.I/Oc |
|
Resources |
|
|
R.R |
R.T |
R.Tp |
R.Rp |
R.Lc |
R.A/Fc |
R.Pc |
R.I/Oc |
|
Technology/interface |
|
|
|
T.T |
T.Tp |
T.Rp |
T.Lc |
T.A/Fc |
T.Pc |
T.I/Oc |
|
Technology providers |
|
|
|
|
Tp.Tp |
Tp.Rp |
Tp.Lc |
Tp.A/Fc |
Tp.Pc |
Tp.I/Oc |
|
Resource providers |
|
|
|
|
|
Rp.Rp |
Rp.Lc |
Rp.A/Fc |
Rp.Pc |
Rp.I/Oc |
|
Learners communities |
|
|
|
|
|
|
Lc.Lc |
Lc.A/Fc |
Lc.Pc |
Lc.I/Oc |
|
Advisor facilitators communities |
|
|
|
|
|
|
|
A/Fc.A/Fc |
A/Fc.Pc |
A/Fc.I/Oc |
|
Parents community |
|
|
|
|
|
|
|
|
Pc.Pc |
Pc.I/Oc |
|
Industries and occupations community |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
I/Oc.I/Oc |
در سالهای گذشته، برای اجرای دورههای یادگیری الکترونیکی شبکهای، قابلیتهای فعلی استفاده از سامانههای اطلاعاتی و ارتباطی همزمان برخط (مثالهای آورده شده در جدول شماره (1)) به شکل کنونی وجود نداشته و به ناچار این آموزشها بیشتر به شکل کاربرد ابزارهای غیرهمزمان غیربرخط اجرا میشده است. توجه داشتن به تعامل بین سه عنصر اصلی تعامل کلاسی و صرفنظر کردن از سایر انواع تعامل، باعث میشود که ما نتوانیم آن طوری که باید از امکانات تعاملی همزمان و غیرهمزمان بهرهمند شویم (در جدول شماره (2) عنوان شد، میتوان حداقل 55 نوع تعامل را در فرایند یاددهی_یادگیری الکترونیکی در نظر داشت). این در حالی است که باید به این نکته نیز توجه داشته باشیم که استفاده از تمامی انواع تعامل در عمل کاری آرمانی و ناشدنی است و خود میتواند با اشباع تعامل یادگیرندگان، عاملی برای خنثیسازی فرایندهای یادگیری باشد. از طرفی دیگر، بسیاری از این تعاملها همیشه دو عاملیتی نبوده و نیاز به حضور همزمان چندین عامل است؛ برای مثال، میتوان در این زمینه به فناوری Hotword در مرورگرهای گوگل کروم یا دیگر نسخههای مرورگر منبع باز اشاره داشت که ماژولی برای تبدیل صورت افراد به محتواهای دیجیتالی مرتبط با آن صوت است. در این تعامل در آن واحد باید سه عامل فراگیر، فناوری و منابع یادگیری باهم در تعامل قرار گیرند.
همانطوری که تا اینجا بحث شد انواع تعامل (انسانی و غیرانسانی) برای ایجاد احساس حضور در اجتماع یادگیری و همچنین انتقال یادگیری برای یادگیرندگان ضروری است. یادگیرندگان، دادهها و محتوای یادگیری را از طریق شبکههای یادگیری دریافت کرده و آنها را پردازش میکنند، سپس اطلاعات ارزیابی شده را شخصی کرده و در زمینه مورد نظر بهکار میگیرند. در این فرایند یادگیرندگان با سامانهها، متخصصان، راهنماها، دیگر یادگیرندگان، پشتیبانها و خود شبکه تعامل برقرار میکند تا افکار خود را مرور، بهروزرسانی، بررسی و تحلیل و ارزیابی کرده و آنها را به بوته آزمایش و ارزیابی بگذارند و در صورت امکان، آنها را تأیید، بازسازی و یا حتی رد کند. انجام تعامل در محیط یادگیری جدید، خود یک فعالیت و هدف یادگیری است و فرایند آن باید طوری طراحی گردد تا علایق یادگیرنده حفظ گردد و او را راغب به یادگیری بیشتر از سازوکارهای فراهم شده در محیط یادگیری کند. به عبارتی باید گفته شود که هم تعامل با عوامل انسانی و هم تعامل با عوامل غیرانسانی (که هر دو میتوانند قصد شده و قصد نشده باشند)، از اجزای جدانشدنی یک تجربه آموزشی با کیفیت بالا است ]35[.
6- پیشنیازها و اصول ایجاد تعامل مؤثر در محیط یادگیری شبکهای
نتایج حاصل از برخی پژوهش انجام شده در خصوص دورههای الکترونیکی نشاندهنده اثربخشی پایین و یا نبود تفاوت معنادار بین یادگیریهای حضوری با یادگیریهای شبکهای است. حال این سؤال پیش میآید که آیا این موضوع نشان از ناکارآمدی یادگیریهای فناورانه است؟ مگر نه این است که ما میگوییم شاهکلید آموزش مجازی، یادگیری شبکهای است و تعاملِ تأملی هم اساس یادگیری شبکهای است. در پاسخ به این سؤال باید گفت که وجود تعامل شرط لازم برای دورههای الکترونیکی است، لیکن شرط کافی برای آن نیست. چه بسا که دوره الکترونیکی را ما برنامهریزی کرده باشیم، لیکن انتظارات افراد شرکت کننده را به خوبی در نظر نگرفته باشیم و یا اینکه طراحی و اجرای دوره به گونهای نباشد که بتواند یادگیری برنامهریزی شده ما را جوابگو باشد. همچنان که بر اساس نظریه نشر نوآوری[32] ممکن است نگاه فراگیران دوره در ابتدا مثبت بوده و ادامه این علاقهمندی با توجه به دریافت پیامهای ناهمگون به مرور کم شود ]6[.
از اینرو، برقراری تعامل در راستای یادگیری شبکهای کارا، بستگی به پیشنیازها و اصولی دارد که اگر به درستی رعایت و اجرا نشوند، یادگیری مدنظر حاصل نخواهد شد. در واقع، پیشنیازها به قبل از ایجاد تعامل و الزامها به حین تعامل مربوط میشوند. پیشنیازهای تعامل شامل بررسی و پایش دو موضوع اساسی میشوند؛ اول اینکه، فناوری چه ویژگیهایی باید داشته باشد که منجر به تعامل شود و دوم، نحوه استفاده و بهرهبرداری ما از فناوری باید به چه نحوی باشد. بنابراین، از پیشنیازهای تعامل میتوان به موارد زیر اشاره داشت:
- جذاب بودن فناوری و موضوعهای یادگیری و همچنین توجیه فراگیران قبل از شروع برنامه.
- معتبر بودن برگزارکنندگان، طراحان، مجریان و ... برنامه.
- طراحی فنی مناسب ابزارهای خاص تعاملی و بازخوردی برای دوره همانند پیامرسانها، فراخوانندهها، اتاقهای گفتگو، ارزیابها، نظرسنجها، تختههای مشترک، مرورگر وب گروهی، تورهای مجازی و ... و بهروزرسانی مستمر آنها.
- استفاده از ظرف مناسب برای انتقال محتوای آموزش در شبکه و طراحی مناسب فرایندهای یادگیری متناسب با نیازسنجیها و ویژگیهای نسل هزاره سوم.
- توانایی سامانه یادگیری برای پوشش دادن و ثبتنام تعداد بیشتری از یادگیرندگان و در نتیجه افزایش گرههای متنوع تعاملی.
- برگزاری دوره مقدماتی توجیهی و آشناسازی فراگیران شبکه با نحوه استفاده از امکانات و سامانههای تعاملی.
- سهولت استفاده از فناوری و بالا بودن میزان رایانش[33] سامانه مدیریت یادگیری.
- دسترسی آسان و ارزان به فناوری.
- استفاده از زبان رسمی عمومی.
- استفاده ابزارهای تعاملی همزمان و غیرهمزمان در کنار یکدیگر.
- استفاده از قالبهای متنوع تعامل (نوشتاری، دیداری، شنیداری) و شیوهها و قالبهای گوناگون یادگیري (براي افراد مشکلدار، ناتوان یا یادگیرندگان ماهر).
- بالا بردن سطح کنترل و دسترسی کاربران دوره به اجزا و عناصر موجود در سامانه به خصوص بانکهای دانشی و منابع مکمل.
- بهرهگیری از تیم آموزشی و فنی قوی و ماهر و پشتیباني تخصصي و آموزشي متناسب با استانداردهای کیفیت.
- تعیین مزایایی برای شرکتکنندگان در دوره و سازگاری تجارب یادگیری با انتظارات فراگیران.
- توجه به واقعیسازی و ایجاد حس حضور در تعاملها و محتواها.
- تهیه سازکارها و ابزارهایی برای ثبت و ذخيرهسازي تعاملها، پردازش، بازيابي، انتقال و امکان استفاده مجدد.
- اجرای برنامه به صورت پایلوت و آزمایشی (در چند کلاس محدود) در شروع کار به منظور شناخت نواقص کار و رفع آنها.
- بازبینی و ارزیابی دورهای و مستمر مکانیسمهای برنامه و منابع آموزشی و استفاده طراحان از تجارب و دادههای بهدست آمده از دورههای برگزار شده قبلی.
بهطور کلی هشت اصل اساسی که میتواند سبب ارتقای تعامل بین یادگیرندگان در محیط برخط گردد عبارتند از گروهبندی ناهمگن، آموزش مهارتهای مشارکت کردن، استقلال داخلی گروهها، به حداکثر رساندن تعامل اعضا، فرصتهای برابر برای مشارکت، تلقی همکاری به عنوان یک ارزش، مسئولیتپذیری و پاسخگویی فردی و وابستگی متقابل مثبت ]24[. تکرار این موارد به تدریج سبب ایجاد پارادایم یادگیری مادامالعمر خواهد شد؛ در این پارادایم، یادگیرنده کسی است که قادر به مدیریت شخصی رفتارهای خود در ارتباط با انتخاب محتوا و وظایف یادگیری، استفاده از رسانههای آموزشی متفاوت و همکاری با معلمان و سایر همتایان در محیط یادگیری است. لازمه این امر آن است که افراد مهارتهای سطح بالا را در خود پرورش دهند که شامل مقولههای مختلفی از جمله مهارتهای فراشناختی، مهارتهای خودگردانی، مهارتهای بین شخصی و مهارتهای حل مسئله میشود ]16[. بر این اساس، اصول تعامل در یادگیری شبکهای را میتوان به کلاسهای حضوری نیز تسری داد؛ لیکن باید به این موضوع نیز توجه کرد که هدف بهکارگیری فناوری در تدریس، داشتن شیوهای به خوبی تدریس حضوری نیست بلکه بهتر از آن مدنظر است ]3-11[. از اصول و الزامهای ایجاد تعامل مؤثر و پویا در محیط یادگیری الکترونیکی شبکهای میتوان به موارد زیر اشاره داشت:
- استفاده از محتواها و تعاملهای کوتاه (آبجکتها).
- مستدل و مبتنی بودن تعاملها بر یافتهها و شواهد علمی بهروز.
- بهرهگیری از تعاملهای نیمهساختار یافته فعال به جای تعاملهای ساختاری (دیکتاتوری) یا بدون ساختار (آنارشی) و همچنین استفاده از روش تضاد ساختاریافته[34] و جیگساو برای بحث و جدل علمی.
- دادن نقش اساسی به فراگیران به جای تأکید بر معلمان (یادگیرنده محوری) و فعال کردن افراد غیرفعال.
- نبود هیچگونه تبعیض آموزشی و احترام گذاشتن به تفاوتهای بینفرهنگی و استفاده از ظرفیت تفاوتهای یادگیرندگان (سن، جنس، فرهنگ، طبقه اجتماعی، قومیت، ملیت، دین، زبان، پیشینه تحصیلی، سرعت یادگیری، میزان سختکوشی و ...) برای همپوشانی یکدیگر.
- تعریف مناسب هدفهای یادگیری و نحوه ارزیابی و ارائه یک برنامه روشن و تعریف شده.
- استفاده و ارائه تکالیف و تعاملهای مستمر، واقعی، متنوع و متناسب (نه کم و نه زیاد).
- به هنگام بودن تعامل و در نظر گرفتن زمان و فرصت لازم برای انجام تعامل.
- بهرهگیری از تعاملهای درگیر کننده، عمیق و تأملی (چرایی، چگونگی) به جای تعامل گذرا، سطحی و توصیفی (چیستی، چه زمانی، چه محلی و چه کسی).
- توجه به تفاوتهای فردی و سبکهای یادگیری افراد و شخصیسازی تعامل و یادگیری در برابر فردیسازی.
- استفاده از تعاملهای مسئلهمحور و اکتشافی و تشکیل گروههای کوچک ناهمگن برای درگیر نمودن افراد با موضوع یادگیری و آزمایش دیدگاهها و تجارب فردی و گروهی برای حرکت به سمت اهداف مشترک و تعیین ناظران یا نمایندگان مسئول پویایی گروه.
- گروهبندی فراگیران با توجه به منطقه زمانی برای دورههای آموزشی ارائه شده در وسعت بینالمللی.
- ایجاد حس مشارکت بین کاربران شبکه و استفاده از همتایان در ارزیابیها و آموزشها.
- داشتن برنامههای کلاسی مشخص و در عین حال منعطف برای دستیابی به سطوح مختلف یادگیری.
- پایش پیشرفت یادگیرندگان با ارائه بازخوردهای متنوع، سریع، مثبت و منظم و اطمینان از درک مطلب توسط فراگیران و ارزیابی تکوینی و مداوم ایشان.
- استفاده از انگیزانندههای درونی و بیرونی متنوع برای ایجاد احساس مسئولیتپذیری در یادگیری، اراده و تعلق خاطر.
- تبدیل نقش معلم از یک ارائه دهنده یا ناظر آموزشی به عنوان یک تسهیلگر و همکار یادگیری (coaching).
- تهیه و اجرای سازوکار و پروتکل رفتاری_انضباطی برای هدایت تعاملهای کاربران شبکه و نحوه برقراری ارتباط و تأکید بر رعایت آن.
- گسترش روش بحث و گفتگو و گسترش رفتار دموکراتیک و تشویق فراگیران برای احترام گذاشتن به نقطهنظرهای دیگران به منظور ایجاد ایجاد فضایی امن و اعتمادسازی.
- تشویق کردن فراگیران برای خواندن بحثهای گذشته دیگران در موضوع مورد نظر (تعامل نیابتی).
- استفاده ترکیبی[35] از دیگر کانالها و فناوریهای یادگیری برای انتقال محتوا همانند شبکههای اجتماعی.
- توسعه منطقی گرههای تعاملی (ضعیف و قوی).
7- محدودیتها، معایب و ضعفهای متصور در تعامل
در یادگیری الکترونیکی شبکهای، یادگیرندگان، دارای نقشهای احتمالی از جمله هدایتکننده، نظارتکننده، شریک، راوی، مشارکتکننده، انجامدهنده، بازجو، رسیدگیکننده و جستجوگر میباشند. بنابراین، استفاده از شبکه یادگیری الکترونیکی در کنار موارد مطلوب و سازنده خود، اغلب جنبههای ناخوشایندی نیز به همراه خواهد داشت؛ برای مثال، ممکن است کاربران شبکه در کنار تعامل با آن، دچار حالتهای احساسی منفی مانند ناکامی، پریشانی، خشم و اضطراب شود. این حالتهای احساسی نه تنها میتوانند در تعاملهای مدنظر، تأثیر بگذارند، بلکه بهرهوری، یادگیری، روابط اجتماعی و در مجموع رفاه حاصل از شبکه یادگیری را تحت تأثیر قرار میدهند. در ادامه به برخی از این محدودیتها و ضعفها اشاره میگردد:
- اعتیاد به تعامل و برخوردهای غیرواقعی (مجازی) از یک طرف و کمبود احساس تعلق و ارتباط اجتماعی واقعی از طرف دیگر (نبود حس حضور).
- نیاز داشتن به یکسری از حداقلهای اطلاعاتی در خصوص موضوع مورد نظر برای وارد شدن در بحثها و اجتماعهای یادگیری.
- ناتوانی در پیدا کردن حوزهها و منابع دانشی قوی.
- وجود مشکلها و تناقضهای بینفرهنگی بین افراد و گروههای مختلف و به تبع آن، برداشتهای مختلف ایشان از واقعیتهای تعامل ایجاد شده.
- خصوصی بودن برخی اجتماعهای یادگیری و سخت بودن ورود به آنها برای بهرهمندی از توانمندی علمی ایشان.
- به نمایش در نیامدن شخصیت حقیقی و واقعی طرفهای مقابل با توجه به نداشتن شناخت حضوری از ایشان و خطر تبدیل شدن به انسانهای چندشخصیتی.
- اطمینان نداشتن از دقت و صحت مطالب و نظرهای ارائه شده.
- امکان ورود پیدا کردن در محیطها و گروههای دانشی دارای سطح مهارت و دانش پایین.
- مستند نبودن و ناتوانی در تشخیص اینکه آیا مطالب حاصل از تعامل صورت گرفته، محصول کار خود افراد است یا فقط یک روگرفت یا سرقت علمی است.
- غرق شدن در انواع شبکهها و اجتماعهای یادگیری که گاهی باعث دور شدن و انحراف از مسیر اصلی یادگیری میشود.
- بهروز نبودن بسیاری از مندرجات در وبگاهها و خطر برداشتِ علمیِ اشتباه به سبب محتواهای تاریخ گذشته.
- گُم شدن شخصیت واقعی خود افراد و ارائه یک الگوی عمومی و رسانهای شخصیت برای تمام کاربران از نظر سبکهای تعامل و برخورد و ملزم شدن افراد به پذیرفتن آن برای باقی ماندن در اجتماع یادگیری (ماشینی شدن).
- نبود استانداردهای ارزیابی شده در خصوص نحوه، چگونگی، اندازه، مکان، نوع و ... تعاملهای الکترونیکی.
- نابرابری در دسترسی به اطلاعات و فناوریهای مورد نیاز در بین تعاملکنندگان و پیامدهای فقر علمی و فنی مرتبط با آن.
- اعتیاد به اینترنت و حضور مستمر در فضای مجازی و بازماندن از زندگی واقعی.
- نبود امنیت رسانهای و مجازی و امکان سوءاستفاده از محتویات، اظهارنظرها، سوابق، تعاملها و ... شخصی افراد در حال حاضر و آینده از قبیل نفوذ Cookieهای ناخواسته.
- وابسته بودن فناوریهای فعلی شبکه جهان گستر به فناوریهای خارجی و بههمریختگی شخصیتی و علمی در تمامی افراد عادت کرده به تعامل در این شبکه به سبب قطع ارتباط ناگهانی شبکه و اهرمهای ارتباطی آن.
- تأکید صِرف به مطالب نظری و عدم توجه واقعی و بایسته به مسائل آزمایشگاهی و تجربی.
- ایجاد حس کاذب استقلال در یادگیری و نیاز نداشتن به عواملی همچون معلم، راهنما، کتاب و کتابخانه و ... و قرار گرفتن در مسیر ناکجاآباد (از بین رفتن انسجام برنامه درسی).
- کنارهگیری اجتماعی، فقدان و ناتوانی در کار گروهی حضوری و تعاملهای عینی و کاهش روابط عاطفی اثربخش.
- مناسب نبودن استفاده از این نوع تعاملها برای کاربران دارای سن و سال و تجربه پایین و معضلهای ناشی از آن.
- ناتوان شدن در تفکر، تعمق و مداقه تأملی بر مطالب موجود و ایجاد یادگیری سطحی و عبور راحت از مطالب اصلی.
- کاهش توانمندی افراد در شیوه و شگردهای انجام تعامل حضوری و ناتوانی در استفاده از زبان بدن و بایستههای آن.
- ناتوانی در برنامهریزی و زمانبندی استفاده از منابع تعاملی به خاطر طبیعت و ذات شبکه (باری به هر جهت شدن) و امکان اختصاص اوقات غیرمفید برای تعامل.
- وجود جدابیتهای غیرمفید در ابزارها و رسانههای تعاملی و به دنبال آن، امکان خروج از مسیر و فرایند اصلی یادگیری.
- نبود سازوکارهای مناسب و عدم آموزش کافی برای کاربران در خصوص چگونگی ارزیابی اطلاعات بهدست آمده از تعامل و جداسازی سِره از ناسِره برای حدف اطلاعات نامناسب.
- پراکندگی و تشویش ذهنی افراد با توجه به کثرت و اشباع اطلاعات مرتبط یا غیرمرتبط موجود در هرگونه تعامل.
- نیاز به صَرف وقت فراوان برای پیدا کردن گروهها و اجتماعهای مناسب برای تعامل در موضوعهای گوناگون.
- سرخورده شدن از ایجاد تعاملهای بعدی در صورت برخوردها و تعاملهای نامناسب در محیط مجازی (به سبب نبود شناخت کافی از طرفهای تعامل) و همچنین، نبود سازوکاری برای اصلاح و تعامل مجدد و ایجاد رفتارهای محافظهکارانه در این محیط.
- نبود و یا کمبود واپایش بیرونی در فرایند یادگیری و خطر وارد شدن و تعامل در محیطها و اجتماعهای غیراخلاقی و مجرمانه.
- غالب شدن تدریجی این موضوع که هدف تعامل در شبکه فقط ارتباط برقرار کردن و متصل شدن است و نه یادگیری (یادگیری در مرحله دوم باشد).
- نبود سازوکاری مناسب برای ارزشیابی و نمرهدهی به این تعاملها به سبب گستردگی و سطوح مختلف آن.
- نیاز داشتن به پرداخت هزینه برای ایجاد این نوع از تعامل برای تأمین ابزارها و فناوریهای مرتبط.
8- نتیجهگیری
در پایان باید گفت انسانهایی که در عصر تعامل رایانهای و شبکهای بزرگ میشوند، متفاوت از ما فکر میکنند و دچار تغییر بنیادین شدهاند. آنان ذهنهای خود را به صورت فرامتنی رشد میدهند و ساختارهای ذهنی ایشان موازی است نه متوالی و زنجیرهوار. اما در چنین فضایی، نظامهای آموزشی موجود، حتی در قالب یادگیری الکترونیکی شبکهای، اغلب از فرایندهای خطی پیروی میکنند؛ از اینرو، فرایندهای حاکم بر این نظامها با انتقاد جدی مواجه است که بیان میدارد این نظامها نمیتواند انسانها را برای آینده پیچیده، متنوع، متغیر و آشوبوار تربیت کنند. بنابراین نیاز است موقعیت، اقتضائات، انتظارات و شرایط حاکم بر محیط یادگیری آینده به دقت مورد بررسی و سنجش واقع گردد و درک و فهم صحیح و روشنی از آن ارائه شود. از اینرو، نباید به این موضوع صرفاً نگاه ابزاری برای بهبود کمیت و کیفیت آموزش داشته باشیم و لازم است در تکاپوی تغییر پارادایمهای ذهنی خود نیز باشیم.
در این مختصر مشخص شد یادگیری الکترونیکی شبکهای، یک محیط یادگیری نظاممند، چندبعدی و در عین حال پیچیدهای است که در آن تعامل یادگیرنده با سایر عناصر فرایند یادگیری به واسطه ابزارها و فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطاتی انجام میگیرد که هدف آن ترویج وابستگی متقابل از راههای مختلف است. بنابراین، تعامل و ارتباط الکترونیکی نوع متفاوتی از کنش متقابل را نسبت به آنچه در آموزشهای سنتی اتفاق میافتد، عملی میکند. در محیط یادگیری الکترونیکی افراد از نظر زمان و مکان یا هر دو جدا از یکدیگر هستند و فراگیران برای انجام فعالیتهای یادگیری با یاددهنده، همتایان و سایر افراد یا منابع یادگیری موجود تعامل برقرار میکند.
از آن جهت که تعامل، نوع اصلی فعالیت در یک تجربه یادگیری با کیفیت است و یادگیری، حاصل تعامل عناصر آموزش است، در محیطهای شبکهای نیز اگر انتظار این باشد که فراگیران به سطحی فراتر از دریافت دانش دست یابند، باید تجربه یادگیرندگان را درگیر نموده و برای آنان فرصتهای تعامل تأملی با اطلاعات و دیگر عناصر یادگیری فراهم گردد تا از شکل منفعل و دریافت کننده خارج شده و به یک ذینفع فعال تبدیل گردد ]18[. یادگیری الکترونیکی با بهرهگیری از فناوريهای نوظهور، تعاملهای شبکهای گستردهای را به صورت همزمان و غیرهمزمان (فردیشده و گروهی) برای دسترسی به اطلاعات وسیع و نیز برقراری انواع ارتباط فراهم میسازد؛ امکانی که در فرایند سنتی آموزش به صورت بسیار محدود و ناچیزی وجود داشته است. بنابراین، استادان، معلمان و دستاندرکاران در محیطهای یادگیری الکترونیکی، برای دستیابی به آموزش و یادگیری مؤثر باید با شکلها و ابزارهای متنوع برقراری ارتباط و تعامل دوسویه عناصر آموزش با همدیگر آشنایی داشته باشند تا با پرهیز از عادات نامناسب قبلی و همچنین انتخاب و کاربست انواع تعامل و ابزار مناسب برقراری آن در موقعیتهای مختلف، به هدف غایی آموزش که همانا یادگیری مؤثر است، دست یابند.
به هر حال، ضمن تحقیق مستمر درباره تعامل همیارانه در سامانههای اطلاعاتی و ارتباطی محیط یادگیری الکترونیکی شبکهای، عقل سلیم حکم میکند که به سخن وایت توجه داشته باشیم که بیان میدارد: شبکه اجتماعی آنلاین یا تعامل آنلاین هدف نهایی نیست و آنها صرفاً وسیلهای هستند که به گروهها در رسیدن به اهدافشان کمک میکند و هدف، شناخت شرایط و فرایندهایی است که هر شبکه را قادر میسازد تا از محیط آنلاین استفاده کنند ]8[. بنابراین، نکته حائز اهمیت این است که تعامل شرط لازم یادگیری است، لیکن شرط کافی آن نیست و باید در کنار آن، مفاهیم مرتبط با حفظ حریم خصوصی، مالکیت فکری و همچنین سایر الزامهای تأثیرگذار (پیشنیازها و اصول) نیز مورد بررسی قرار گیرند.
برای مشاهده منابع اینجا را انتخاب کنید.
[1]. Information and Communication Technology
[2]. Harasim
[3]. Data, Information and Knowledge
[5]. Vygotsky
[6]. Jacobs & McCafferty
[7]. Deutsch
[8]. Johnson & Johnson
[9]. Maslow
[10]. Palincsar
[11]. Gardner
[12]. Socio-Constructivist
[13]. Kuhn, D.
[14]. Harasim
[15]. Connectivism.
[16].Downes, S. & Siemens, G.
[17]. Chaos, Network, Complexity and Self-Organization Theories
[18]. Wagner, E.D.
[19]. Synchronic
[20]. Asynchronic
[21]. Moore, M.
[22]. RSSs
[23]. Feeds
[24]. discussio forums
[25]. Anderson, T. & Gerreson, D.R
[26]. Su, B.
[27]. Vicarious Interaction
[28]. Learner-Self Interaction
[29]. Learner-Interface Interaction.
[30]. Information Overload
[31]. Laurillard
[32]. Innovation Diffusion Theory (IDT)
[33]. Computing
[34]. Structured Controversy
[35]. Blended
هدف از این وبنوشته بیان چیستی، چرایی و چگونگی یادگیری فناورانه در آموزش عالی و آموزش و پرورش جهان و ایران است. فناوری یادگیری در وادی آموزش امروز، با بهرهگیری از رویکرد حل مسئله داعی ارائه کل آموزش در همه زمینهها را دارد. ما در این محیط شما را با آخرین یافتههای علم فناوری اطلاعات و یادگیری فناورانه آشنا میکنیم. در این وبنوشته شما میتوانید آثار علمی خود در زمینه علم آموزش و یادگیری را با نام خود به نمایش بگذارید. در صورتی که میخواهید با این وبنوشته همکاری کنید و سؤالی از مدیر آن دارید، با این آدرس در ارتباط باشید: edutechnology1395@gmail.com