مقايسۀ اثر بخشي ارزشيابي آموزشي سنتي و ارزشيابي كيفي در يادگيري الكترونيكي در پرورش بعد انگيزشي خلاق

فرستاده شده از: جمشيد حيدري

مقدمه

آفرينندگي[1] يا خلاقيت يكي از ويژگيهاي ممتاز آدمي است . پرورش خلاقيت يادگيرندگان همواره از دغدغه هاي مربيان و اساتيد بوده و هست ، زيرا خلاقيت به نحوي بلا منازع عامل كليۀ پيشرفت هاي بشري است . براي پرورش خلاقيت در هر زمينه اي توجه به سه عامل ضروري است ؛ مهارت در همان زمينه ، مهارتهاي كارو تفكر خلاق و انگيزۀ دروني( آمابيل[2]، 7419). منظور از مهارت همان استعداد ذاتي فرد در يك زمينۀ خاص مي باشد كه در صورت همراه شدن با آموزش و تجارب مفيد مي تواند تمام مهارتهاي لازم براي خلاق بودن را به فرد بدهد . مهارتهاي كار و تفكر خلاق به شيوه هاي كاري ، شيوه هاي فكري خاص و يك سري ويژگيهاي شخصيتي خاص اطلاق مي شود كه فرد را قادر مي سازد قلمرو مهارتها ( استعداد ذاتي ) را در راه هاي جديد بكارگيرد . انگيزۀ دروني به دو چيز اشاره دارد ؛ علاقه به يك موضوع و احساس شايستگي در آن موضوع . يك فرد بايد نسبت به يك موضوع تسلط داشته باشد و نياز به احساس موفقيت در آن موضوع در فرد وجود داشته باشد . جنبۀ مهمتري كه بر روي انگيزۀ دروني تاثير مي گذارد ، استقلال در تصميم گيري يا اينكه يك فرد به دلايل خاص خودش بر روي يك موضوع كار مي كند، نه به خاطر شخص ديگري( همان منبع ص70).

ادامه نوشته

مروری بر طراحی آموزشی در محیط های الکترونیکی با توجه به دیدگاه سازنده گرایی

سازنده گرایی

نه رویکرد رفتارگرايي و نه شناخت گرايي قاد نبودند يادگيري انسان را تماما درك كنند و آن را شرح دهند. بنابر اين هنوز ديگر تفسير هايي در اين زمينه در جريان است كه ساختن گرايي[1] ناميده مي شود . ساختن گرایان معتقدند که یادگیرندگان دنیای خودشان را خودشان می سازند یا حداقل آن را بر مبنای درک و دریافتشان از تجربه ها تفسیر می کنند . بنابراین دانش یک فرد ، تابعی از تجربیات قبلی ، ساختارهای فکری و انتقادات اوست که وی با استفاده از آن ، اشیاء و وقایع را تفسیر می کند. آنچه یک فرد می داند پایه ای است در درک او از تجربیات فیزیکی و اجتماعی ، که این درک با فکر انجام می شود. ( جوناسن ،1991 به نقل از مرجل1998 ) ساختن گرایان توصیه می کنند که به جای تلاش برای مجسم کردن ساختن از یک واقعیت بیرونی برای یادگیرندگان ، باید به آنان کمک کرد تا فرد به تجسم معنادار از دنیای بیرونی دست یابند . ( آقازاده ، 78 )

هدف نهايي رويكرد ساختن گرايي اينست كه به يادگيرندگان اجازه داده شود كه دانش خود را بسازند ، گسترش دهند و آن را انتقال دهند. يادگيرنده مسئوليت يادگيريش را به وسيله تعامل با مواد آموزشي كه سطوح متفاوت دانش و موضوعات يادگيري متنوع را پوشش مي دهند ، به عهده مي گيرد.(ماگا لوس وچن، 2006)

مبانی سازنده گرایی:

نظریه سازنده گرایی برخاسته از نسبيت گرایی است. در فلسفه نسبت گرایی ، هر چیزی نسبت به چیز دیگر مورد قضاوت و داوری قرار می گیرد و هیچ چیز قطعی تلقی نمی شود . ( سیف، 1387 )

رویکرد سازنده گرایی بر معرفت شناسی ساختار گرایی استوار است . این دیدگاههای معرفت شناسی حقیقت مستقل را انکار می کنند . یا حداقل معرفت آن را غیر ممکن می دانند .حقیقت یک نظام منسجم تلقی می شود و نه مجموعه ای از حقایق جدا از هم . این فلسفه با فلسفه واقع گرایی که زیر بنای برخی از نظریه های دیگر یادگیری ، بویژه رفتارگرايی است عمدتاً از این بابت تفاوت دارد



1- constructivism

ادامه نوشته

مروری بر طراحی آموزشی در محیط های الکترونیکی با توجه به دیدگاه شناخت گرایی

مباني شناخت گرایی

رفتارگراها بيان مي كردند كه رفتار قابل مشاهده است كه نشان مي دهد يادگيرنده چيزي را فراگرفته است يا نه . بعضي از مربيان دريافتند كه هر نوع يادگيري قابل مشاهده نيست و يادگيري بيش از تغيير در رفتار است. به همين دليل ، تغيير جهتي از رفتارگرايي به شناخت گرايي صورت گرفت. ادوارد تولمن پي برد ظاهرا موش هايي كه از آنها در آزمايش خود استفاده مي كند ، براي راهيابي از مازي كه او طراحي كرده بود ، يك طرح فكري دارند . وقتي او يك ناحيه از ماز را مي بست ، موش ها براي آزمايش بعضي مسير ها زحمتي به خود نمي دادند . چون "مي دانستند" كه آن مسير ها به بن بست منتهي مي شود . (مرجل، 1998)

نظريه يادگيري شناخت گرايي :

روانشناسي شناختي مدعي است يادگيري شامل به كارگيري حافظه ، انگيزش و تفكر است و انديشه و تفكر منطقي نقش مهمي در يادگيري دارند . آنها يادگيري را به منزله فرايند دروني در نظر دارند و تاكيد مي كنند كه مقدار يادگيري يادگيرنده به ميزان توانايي پردازش يادگيرنده ، تلاش وي ، عمق پردازش و ساختار موجود دانش وي بستگي دارد. در اين ديدگاه تاكيد بر شناسايي انواع فعاليت هاي ذهني مانند تصور ، تفكر ، نحوه نگهداري اطلاعات و حل مساله است.

در اين رويكرد موضوعات زير مورد توجه قرار گرفت :

  • بررسي يادگيري به عنوان يك فراگرد فعال و سازنده
  • وجود فراگردهاي برتر (فراگردهاي شناختي) در يادگيري
ادامه نوشته

مروری بر طراحی آموزشی در محیط های الکترونیکی با توجه به دیدگاه رفتارگرایی

مبانی رفتارگرایی

بنیانگذار رفتارگرایی[1] ، جان بی واتسون[2] (1958 ـ 1878 ) است . به اعتقاد او برای اینکه روانشناسی به صورت علم درآید نیاز به موضوعی دارد که به گونه ای با ثبات قابل اندازه گیری باشد و آن موضوع رفتار است . واتسون می گفت علاقه اصلی روانشناسی باید رفتار وتغییراتی که بر اثر تجربه در آن ایجاد می شود ، باشد و مطالعة هشیاری باید به فلاسفه واگذار شود . البته مطلب اصلی رفتارگرایی این بود که رفتار باید مطالعه شود زیرا می توان آن را مستقیماً بررسی کرد (هرگنهان و السون، ترجمه سیف ، 1385 ص 73 )

نظريه يادگيري رفتارگرايي

نظريه رفتارگرایی ذهن را مانند يك جعبه سياه مي داند كه قابل مطالعه نيست و یادگیری را در ساده ترین شکل آن به صورت سازوکاری ، شامل یک محرک و یک پاسخ می داند و رابطه بین این دو را با یک پیکانه یا بردار یکطرفه نمایش می دهد و



1 - behaviorism

2 - john B.watson

ادامه نوشته

مروری بر یادگیری الکترونیکی

در پنجاه سال گذشته بروز تحولات گسترده در زمينه رايانه و ارتباطات تغييرات عمده اي را در عرصه هاي متفاوت بشري به دنبال داشته است. انسان همواره از فناوري استفاده نموده و كارنامه حيات بشري مملو از از ابداع فناوري هاي اطلاعات و ارتباطات كه از آنان به عنوان فناوري هاي جديد ياد مي شود بيشترين تاثير را در حيات بشري داشته است . دنياي ارتباطات و توليد اطلاعات به سرعت در حال تغيير بوده و امروزه شاهد همگرايي آنان بيش از گذشته با يكديگر بوده ، به گونه اي كه داده ها و اطلاعات به سرعت و در زماني غير قابل تصور به اقصي نقاط جهان منتقل و در دسترس استفاده كنندگان قرار مي گيرد . فناوري اطلاعات و ارتباطات بدون شك تحولات گسترده اي را در تمامي عرصه هاي اجتماعي و اقتصادي بشريت به دنبال داشته است و گستره كاربرد و تاثير آن در ابعاد مختلف زندگي امروزي و آينده جوامع بشري به يكي از مهمترين مباحث روز جهان مبدل شده است. نيازهاي روز افزون مردم به آموزش ، عدم دسترسي آنها به مراكز آموزشي ، كمبود امكانات اقتصادي ، كمبود آموزشگران مجرب و هزينه هاي زيادي كه صرف آموزش مي شود ، متخصصان را بر آن داشت كه با كمك فناوري اطلاعات ، روش هاي جديدي براي آموزش ابداع نمايند كه هم اقتصادي و هم با كيفيت باشند و هم بتوان با استفاده از آن ، به طور همزمان جمعيت كثيري از فراگيران را تحت آموزش قرار داد. كوهن معتقد است كه مدل پيشرفت علم ، تحول از يك پارادايم به پارادايم ديگر است و در هرحوزه فكري مي توان پارادايمي را يافت . فناوري اطلاعات پارادايم جديدي است كه در هر حوزه اي كاربرد دارد
ادامه نوشته

طراحی آموزشی و ابعاد علمی آن

طراحي آموزشي

طراحي در لغت به معناي اختراع كردن ، انديشيدن يا تنظيم يك نظريه ذهني ، ترسيم ، ساختن و آماده كردن پيش نويس يك نقشه و تهيه يك نقشه كاري براي حصول آنچه كه از پيش تعيين شده است و آموزش عبارت است از مجموعه تصميمات و اقداماتي كه يكي پس از ديگري انجام مي گيرد که هدف آن دستيابي شاگردان به اهداف آموزشي از قبل تعيين شده است . طراحي آموزشي را مي توان بر اساس تعاريف فوق تهيه نقشه هاي مشخص در مورد چگونگي دستيابي به هدف هاي آموزشي تعريف كرد (لشين و ديگران ، ترجمه فردانش ، 1386)

فراهم كردن يك تعريف از طراحي آموزشي چالش برانگيز است چون ادبيات آن انباشته از تعداد وسيعي از تعريف ها و توصيف ها است. در كوتاهترين جمله طراحي آموزشي فرايند تبديل وانتقال اصول عمومي آموزش ويادگيري براي طراحي مواد آموزشي و فعاليت هاي يادگيري است .بررسي ادبيات طراحي آموزشي نشان مي دهد كه طراحي آموزشي با عنوان هاي فرايند ، ديسيپلين ، رشته مطالعاتي[1] ، علم[2] و حقيقت[3] توصيف شده است . قرار دادن اين تفاوت ها در تعريف طراحي آموزشي خوراك[4] خوبي براي بحث هاي آكادميك است اما يك بصيرت مفيد براي اينكه طراحي آموزشي چيست ، فراهم نمي كند. توصيف برودريك[5] از طراحي آموزشي بيان موجز و جامع از ماهيت وعمل طراحي آموزشي فراهم مي آورد.(كانوکا ،2006)



1 - field of study

2 - sience

3 - reality

4 - fodder

5 - broderick

ادامه نوشته

سیاست های کاربردی برای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات درفرایند یاددهی – یادگیری

مقدمه

یکی از شاخه های علوم تجربی که در سالهای گذشته پیشرفت های شگرفی برآن به وقوع پیوسته علم زیست شناسی است. چنانچه می توان آثار این تغییرات را تقریباً درهم فعالیت های زندگی ملاحظه و نقش محوری آن را همه مشاهده کرد. زیست شناسی علم شناخت حیات است؛ این لغت از کلمه یونانی بیاس به معنی زندگی و لوگاس به معنی دلیل منطقی تشکیل شده است(جنیدی، 1907، ص 80 و هیئت مولفان، 1377، ص 3). گامهای بلندی که در برخی حوضه های زیست شناسی برداشته شده نمای کلی این علم را نسبت به گذشته تغییر داده است و زمینه های نوینی در حوضه های ژنتیک، بیوشیمی، بیوفیزیک، گوناگونی زیستی، زیست شناسی عصبی و ایمن شناسی بوجود آورده است. از آن جا که که فاصله میان وضعیت موجود آگاهی های پژوهشگران و سواد زیست شناسی شهروندان در حال افزایش سریع است( خرامیده، 1456، ص12)، بنابراین آموزش زیست شناسی در جامعه امروز باید زمینه ساز مشارکت فعال آنان در حل مسائل زیستی از طریق ارتقا سواد زیستی آنان و کاهش این فاصله باشد. حجم دانسته های علمی در روزگار ما هر از چند گاهی به دو برابر افزایش می یابد و به علاوه مهلت اعتبار دانستنی های علمی نیز بسیار کوتاه شده است. انبوه دانستنی های علمی زیست شناسی و سایر رشته های علمی راه دستیابی افراد را به همه یافته های نوین، حتی برای متخصصان دشوار ساخته است؛ بنابراین به جای انباشتن انبوهی از دانستنی های غیر ضروری علمی در حافظه دانش آموزان بهتر است که تعادلی بین محتوا و روش ایجاد شود. آموختن روش یادگیری که مهارت فرایندی نامیده می شود( انصاری، 1379، ص 48) باید بخشی از آموزش زیست شناسی را تشکیل دهد. این مهارت ها عبارتند: از مشاهده کردن، اندازه گیری، جمع آوری اطلاعات، تفسیر یافته ها، فرضیه سازی، برقرار ارتباط، پیش بینی کردن، کاربرد ابزار و طراحی تحقیق که هر کدام طبقه بندی مشخص تری هم دارند. از طرف دیگر آنچنان که پیاژه بیان می کند ذهن به خاطر عمل کردن عمل می کند. بنابراین ارضای کنجاوی و علاقه نقش انگیزه های درونی را برای فعالیت عقلی دارند(سیف، 1387، ص 523). بهترین روش تحریک کنجکاوی علاقه و لذت این است که برای دانش آموزان فرصت های کافی برای برآورده شدن این نیاز ها را فراهم سازیم، زیرا انگیزه های درونی هم عامل خود تقویت کنندگی بشمار می روند و هم نسبت به انگیزه های بیرونی با داوام تر هستند. معنی جنبه خود تقویت کنندگی انگیزه درونی این است که در فعالیت های عقلی هر قدر که بیشتر بدست بیاوری، بیشتر طلب خواهی کرد. یکی ازمهمترین جنبه های کلاس درس که به بالا بردن انگیزه های درونی کمک می کند، فراهم کردن فرصت های فراوان برای دانش آموزانی است که نه تنها در انجام یک فعالیت بخصوص بلکه در انتخاب و طرح ریزی کارهای بعدی هم شرکت فعال داشته باشند. این شرکت فعال از یک سو جنبه فیزیکی و عقلی دارد و از سوی دیگر به علت بحث و مناظره ای که دانش آموزان با یکدیگر روی کار و نظریات خود انجام می دهند جنبه اجتماعی دارد، که علاوه بر رشد عقلی با این روش نیازهای دانش آموزان را نیز ارضا و انگیزه ایشان را تحریک می کنند. فناوری اطلاعات و ارتباطات موجب توسعه فعالیت های بین معلم و دانش آموز شده و موجب تبادل اطلاعات

ادامه نوشته